از نداشته ها

اون موقع ها بچه بودم.دبستانی بودم.کلاس زبان از معدود ایده های خوب مامان بابام بود.بیشتر هم از روی فوریت و لزوم بود تا فکری برای آینده بچه ها.

معلم،خانم همسایه بود.آمریکایی و چشم آبی و موطلایی.جوراب های ضخیم میپوشید و مانتو و یک مقنعه چونه دار.واسه شاگردهای پسری که نهایتن دوم راهنمایی بودن.شوهرش آدم معتقدی بود.برای ادامه تحصیل که رفته بود آمریکا ازدواج کرده بودند.از این آدم های سر تو لاک خود بود.

یادم میاد یه روز سر کلاس ازمون پرسید مهم ترین چیز تو زندگی چیه؟ پول؟ سلامتی؟ شادی؟موفقیت؟ وقت داد فکر کنیم.بچه بودیم اما.همش توی تلویزیون می گفتن سلامتی بهترین چیزه.اونموقع این برنامه های پزشکی تازه مد شده بود.همه گفتن سلامتی.آدم باشعوری بود.هنوز باورم نمیشه که فقط تا های اسکول دزس خونده بود.راجع بهش بحث کرد.انگلیسی.راجع به تک تک گزینه ها توضیح داد.نهایتن همه قبول کردیم که شادی مهم ترین چیز تو زندگیه.

حالا بعد از هر سیتالوپرام به این فکر میکنم که چه کسی باید شادی یاد میداد که نداد؟

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

مهمترین چیز شادیه و دل خوش...

فیروزه

سعی کنیم با احساس نفرت ‘ حسادت ‘ رشک ورزی با زهر نهفته در جاه طلبی و یا هر چه که هست بمانیم . اگر بتوانیم چنین کنیم به کشف چیز فوق العاده ای دست میابیم به حرکتی که برون از قلمرو معیار و سنجش زمان است . بهاری را کشف می کنیم که زمستان را نمی شناسد. تمایل یک امر طبیعی است ما چرا ناراحتیم ؟ زیرا نمایلات متضادند و در انسان ایجاد رنج و دردسر می نمایند و انسان درد را نمی خواهد همه ما می خواهیم ترس و دلهره را از بین ببریم ساختمان ذهنی ما طوری تربیت شده که همیشه می خواهیم لذت باشد ولی از رنج فرار می کنیم تمایل را نباید به لذت بخش یا رنج آور تقسیم کردفقط تمایل هست تا زمانی که ما این واقعیت را درک نکرده ایم کارمان صرفا" تلاش برای رفع تضادهاو تناقضات خواهد بود حال آنکه تضاد جز’ ماهیت تمایل است اگر ما نمایل را سرکوب کنیم دوباره به شکلی دیگر سر بر می کشد کار اراده ایجاد تمرکز روی یه تمایل است تمایل هم مثل بخار یک انرزی است که این انرزی می تواند برای شناخت قرار گیرد خوب و بد کننده فقط می تواند خود آن انرزی باشد این مسئله اصلی است نه چگونگی کنترل و سرکوب تمایل تنها آگاهی و شناخت وجود دارد......

الف.رها

بخند..نفس های آخر است... بخند..که سال نکویت از بهارش پیدا شود... بخند..دارد تمام میشود... ... بخند..که حزن امسال با نفس های آخرش برود از خاطرت. بخند...تا پایان این سال چند ساعتی بیشتر نمانده .................................................................. سال جدید برایتان سالی باشد شاد...اونقدر شاد که بی نیاز از تمام سیتالوپرام ها باشید[گل][گل]

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره اشا ( یکی از اصول دین زرتشت) نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره اشا ( یکی از اصول دین زرتشت) نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

باد صبا

خیلی نوشته تون قشنگ بود. ولی با اون قسمت آخرش موافق نیستم که شادی را چه کسی باید یاد میداد. شادی را باید خود یاد گرفت. اگر وارداتی باشد هم تاثیرش کم است و هم اینکه با رفتن عامل وارد کننده شادی خود شادی هم می رود

الف.رها

[گل][گل][گل] صرفا به خاطر اینکه کامنت ها از 13 بودن در بیان[لبخند]

بابالنگ دراز

در مورد نان و آب اطلاعاتم نسبتا کامله... شادی اما... بله خب...

الهام

هنگامي كه اميدواريد ديگران هيجان را به زندگي شما بازگردانند، براي ايجاد عشق و شور و نشاط به آنان وابسته مي شويد و تماس خود را با سرچشمه عشق درون خود از دست مي دهيد.((باربارا دي آنجليس))