من فیل نیستم

قضیه فیل ها را که میدانید.همان که وقتی بچه اند با طناب کلفت می بندنشان به درخت.بعد بزرگ که می شوند،وقتی چندصد کیلو یا تن وزن دارند،وقتی که خیلی زور دارند با نخ می بندنشان به درخت.اتفاقی هم نمی افتد.چون دیگر باورشان شده است که نمی توانند.که گریزی نیست.که همین است که هست.

خیلی هامان فیلیم.بعضی هامان فقط در خانه فیلیم.بعضی ها در کار فیلند و بعضی در ازدواج.بعضی در دوستی.اصلن همین پدر مادرها.کم در زندگی زناشوییشان فیلی کرده اند،حالا پدر و مادری شان هم فیلی شده است.می خواهند به زور به آدم بقبولانند که تو همان بچه فیلی،این نخ هم همان طناب کلفت است.

/ 2 نظر / 4 بازدید
الف.رها

فیل ها و آدم ها . . . باور کن یه جاهایی همین نخ نازکی که ما تصور میکنیم از صد تا طناب کلفت بدتره. فقط باید نخ رو برید . رفت ...

محمدرضا شعبانعلی

چقدر این روزها این حرف تو را بهتر میفهمم. وقتی کارم را بعد از 10 سال (زمانی که کودکی بیش نبودم) رها کردم فهمیدم که بی دلیل سالها در بند این ریسمان نازک بوده ام. چه خوب گفتی که ما فیلیم. هر کدام در جایی.