در فکر بودم

یکی در باغ خود میرفت .دزدی را پشتواره ی پیاز در بسته دید.

گفت:در این باغ چه کار داری؟گفت:بر راه می گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت!

گفت چرا پیاز بر کندی؟گفت باد مرا می ربود دست در بنه پیاز می زدم از زمین بر آمد!

گفت این هم قبول ولی چه کسی جمع کرد و پشتواره بست؟گفت:والله من نیز در این فکر بودم که آمدی!

پ.ن۱:بعضیا همه رو ..ر فرض میکنن غافل از اینکه خودشون از همه درازگوش ترند!

پ.ن۲: من از این تریبون نهایت خشم و انزجار خودم را از اعضای لینکدونی ابراز میکنم و. . . ملتمسانه ازتون خواهش میکنم آپ کنید!


/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باد صبا

سلام ممنون از نوشته تون. جالب بود. حالا چرا از دست بچه هايی که دير به دير مينويسند عصبانی ميشيد؟ اگه همه بخوان تند تند بنويسن از کيفيت نوشته هاشون کم ميشه (البته همین الان هم چندان بالا نیست به ویژه نوشته های من) . اگه دنبال مطلب خوب هستين ممکنه توی وبلاگ بشه پيدا کرد ولی بهتره برويد دنبال دوست خوب (کتاب) البته نه هر کتابی کتاب خوب. ضمنا اشکال نداره من يه توصيه کنم؟ از همين اول ترم يه نگاهی به برنامه های گروه کوه دانشگاهتون بندازين. شايد بد نباشه بعضی برنامه های سبک و نيم روزه رو شرکت کنيد. احتمالا بعدا برنامه های سنگين رو هم از دست نميدين. موفق باشيد

alireza

khoda injor adamo nasibe hichkas nakone rasti salam va mamnoon ke behem sar zadi bazam az inkara bokon albate upam kardi hatman khabaram kon ta bad bye

کيوان

از همين تريبون اعلام می کنم که انزجار شما را بر نمی تابیم و درنتیجه آپيم.

باد صبا

سلام ببخشيد يک چيزی يادم رفت توی نوشته قبلی بنويسم. اگه دنبال مطلب جالب توی وبلاگها هستين لزوما نبايد مطلب جديد باشه. دو تا از دوستای من که حدود ۴ ساله وبلاگ می نويسند (وبلاگ بهشت دل و وبلاگ يک ايرانی در آمريکا) مطالب خيلی خيلی جالبی می نويسند. به ويژه سفر نامه هاشون. که من هر وقت سفر نامه هاشون رو می خونم انگار که خودم به شهر يا کشوری که اونا رفتن سفر کردم.فکر کنم براتون جالب باشه

Mody

باشه. بهش میگم.

مهزاد

من آپم.التماست نمی کنم که بيای.محض اطلاع بود

کيوان

راستی ممنون بابت تبريکات. شرمنده فرموديد مجددا.

کيوان

شامش سنگينه نمی تونم اتچ کنم (هر). در مورد لباس شب هم همه چيز به سايزينگ شما بستگی داره! می خوای بفرست ببينم اکه ميخوره سفارش بدم بچه ها سری بعد برات بيارن...

Panda

مطالبت جالب بودن... خوشم اومد...!!!

عماد

سلام چرا حکايت رو تحریف می‌کنی؟ گفت: پیازها را پشتواره بستم که اگر بادی دگر وزيدن گرفت بر هوايم نيندازد. گفت: آهان باشه، برو به سلامت. داری می‌ری در رو هم پشت سرت ببند ... رسیدی پیامک بزن. پ.ن۱: بعضی‌ها چقدر بدبينن! پ.ن۲: