برای دوستم:

 میدانی؟ ما آدما خیلی کوچکیم. ببین! این کره ی آبی برایمان خیلی بزرگ است حال آنکه این کره ذره ایست از یک لایتناهی به اسم کهکشان و آن کهکشان ذره ای از یک لایتناهی دیگر به اسم دنیا! تازه معلوم نیست دنیای ما ذره ای از یک لایتناهی دیگر نباشد.

حالا ما آدم های کوچک را درنظر بگیر و حالا قلبمان را.قلب هرکس به اندازه ی مشتش است.مشت کن! هه! میبینی؟ به همین کوچکی.دست او حتمآ از دست تو بزرگتر است پس قلبش هم ...

اما حالا:

دست فراز آر ٬ به جان بکوش ٬ پرده های ابر بدر ٬و پیوسته بخاطر نگهدار:

                                                 هر روز به تمامی فرصتی دیگر است...

پ.ن۱:لحظه های من از دو حالت خارج نیست:یا دارم این آهنگ رو گوش میدم یا دارم زمزمه اش میکنم.

پ.ن۲:جانم؟کدوم آهنگ؟منظورت چیه؟اینجا کجاست؟من کی ام؟ با کی کار دارید؟نیستن.بار زدن!:d

پ.ن۳:این پست نشون میده که من چه ذهن فعالی دارم! و نمیتونم روی یک موضوع تمرکز کنم.بخاطرهمین هم هست که سر امتحان هم نمیتونم رو برگه ی خودم تمرکز کنم.همه اش نگران که بغلدستی ام سوالا رو اشتباه جواب نده!

پ.ن۴:این همه مضخرف گفتم که سرتونو گرم کنم اینجا بمونید تا این آهنگه آپلود شه.بیا.شد.ایناهاش!

پ.ن۵:به همان دوستم:بچه جان همان اسم کوفتی خودت چش بود که شدی فرانسیس گلاس؟!

پ.ن۶:جا داره همین جا از جناب خواب آلوده هم تشکر کنم بخاطر دادن فضا برای آپلود فایلها.تشکر!