قسمتی هست در برگه های شرح حال بیمارستانی به نام جنرال  اپیرنس.نگاه می کنی به مریض ومینویسی.هرچه از مریض دیدی.ممکن است بنویسی حال عمومی خوب است،تب ندارد،ill و  toxic نیست.آرام وهوشیار است.تنگی نفس ندارد.به خوبی به سوالات پاسخ می دهد و ...  بدی پزشکی هم همینجاست.همین که تویی و اپیرنس آدم ها.یعنی یک "حال عمومی خوب است و تب ندارد و ..." و همین.همین؟!

یادم است کسی گفته بود ارتباط دارد حال جسم و حال روان.روان و نه روح.روان یعنی سیناپس نورون ها و روح یعنی شریفی نیای ملکوت.واقعن دارند.ارتباط دارند.این دو سه هفته ی گذشته را که نگاه می کنم میبینم دارند.اینکه من بیست روز پیاپی دارم سوتی میدهم یعنی من یک چیزیم هست.اینکه مثل یک دست و پا چلفتی به میز جراحی میخورم،اینکه هر روز کسی را میرنجانم،اینکه جواب سوال ها را میدانم اما دهانم قفل است،اینکه هرچی درستش می کنم خراب ترش کرده ام اینکه....

حال عمومی ام خوب است.تب و تنگی نفس ندارم.آرام و هوشیارم اما از بدترین دوهفته های زندگی ام بوده است.حال سیناپس ها خراب است.حال من خراب است.جنرال اپیرنس خوب است ولی.