رای گفت:اندر باب دیپلماسی اگر چند کلمه ای بفرمایی بد نباشد.
برهمن گفت:دیپلماسی یعنی آنکه دیپلمات چنان کند که مسلمانش به زمزم شوید و هندو بسوزاند.چنان که کلیله و دمنه کردند.
رای پرسید:چگونه بوده است آن؟
گفت:شیری از بیشه های دور به جنگلی در این نزدیکی ها بیامد و حیوان درمانده ای را به چنگ و دندان بیازرد.آن گاه ازجانوران دیگر خواست که در این مورد اظهارنظر کنند.جانوران دیدند اگر بگویند بدکاری کرده است؛شیر خود ایشان را بدرد و اگر گویند خوب کاری کرده ای پیش همنوعان شرمنده گردند.کلیله و دمنه گفتند باید طوری سخن بگوییم که نه سیخ بسوزد نه کباب.
کلیله پیغام فرستاد که :«این حمله اجتناب ناپذیر بوده است.»
دمنه نیزچنین گفت:«این حمله برای ما قابل درک است!»
پ.ن:میگویند بعضی آدمها برای اینکه حوصله شان سر نرود حوصله ی دیگران را سر میبرند.حالا حکایت ماست!
.یه مدت این پرشین بلاگ بدحال بود و شما از دست ماآسوده.ولی خوب بهرحال هرخوشی پایانی دارد.:d