نمیدانم آن روز که داستان تصویری آخرین گل یا انسان روی زمین را آخر کتاب مرگ ایوان ایلیچ دیدم،لبخند زدم یا پوزخند اما بنظرم خیلی بعید آمد.هرچند که حداقل هفته ای چند مرگ میبینم از نزدیک اما معمولن مرگ و نیستی خیلی دور است برایم.اما چند روزی است که احساس همذات پنداری شدیدی با دایناسورهای درحال انقراض دارم!و ایمانم به داروین و فرگشت و ...بیشتر شده.

مواد لازم برای انقراض نسل ما فراهم است.کافی است ویروس HIV و H1N1 همدیگر را ملاقات کنند و خوششان بیاید از هم و ویروس کوچولویی بیاورند.و آن ویروس کوچولو آنقدر توانا خواهد بود که دخل همه مان را بیاورد قبل از آنکه این ملت کارکرد دستمال کاغذی را یاد بگیرند.

والبته حق مسلم شما انرژی هسته ای است.