خودشه.درست اومدی عزیزم.همینه.بله.با شمام.با خود شما.با شمایی که این پست رو نوشتی.نوشتی برای همچین روزی دیگه.بله.شما دقیقن در همین روز بود که این کشف بزرگو کردی.

تقریبن هر سال،از کلاس سوم دبستان به بعد،هی تابستونا نقشه می‌کشی که بیشتر و منظم تر درس بخونی.بعد اول مهر میاد و میری کلاس.بعدش دیگه فست فوروارد می‌گذره تا ‌میرسی به شب امتحان.به خودت میای که چی شد که نخوندم.از کی میتونستم بخونم و نخوندم.جواب اینجاست دوست عزیز.دقیقن از همین اول های مهر است.از همین اولین کورس است.از اولین امتحان است.ازهمان اولین تلاش ها.از همین که چهار روز است زور میزنی یه نگاهی به جزوه ی ای بی ام بندازی و نمیتوانی.

تلاش نکن فرزند.بدان که قسمت نیست دیگر آن روزهای افتخار کلاس اول و دوم دبستان را ببینی.چه بسا آن دو سال هم اتفاق بوده است.یا شاید هم هنوز موعد چنان معجزه‌ی بزرگی فرا نرسیده است.هو نوز.شما برو به ملایی ات در خصوص اهمیت درس خواندن و برنامه داشتن برای بقیه ادامه بده.