عجب چیزی است این تکنولوجی!والا به جان شما!یه چیزهایی میسازند این دانشمندا آدم حیرون میمونه.مثلآ همین هسته گیر.دیدید؟عجب چیزی است!فکر کن دیگر لازم نیست هسته ی آلبالوها را با کلی زحمت و مشقت از دهان مبارک خارج کنی.بلکه قبل از خوردن آلبالوی عزیز ابتدا هسته ی آن را بوسیله ی هسته گیر عزیز خارج نموده سپس میل مینمایید!البته راه برای بسیاری آزار ها بسته میشود.مثلآ خود ما تا قبل از اختراع هسته گیر هسته ی آلبالوها را بگونه ای از دهان خارج میکردیم که دیگران حالشان بد شود و بیخیال باقی آلبالو ها شوند.میفهمید که.نه؟
اما تکنولوجی به همین حا ختم نشد و رفت و رسید به عابر بانک.فکر کن.عجب چیزهایی هستند این عابر بانکها.عابر بانک!یعنی وقتی در حال عبوری بروی از بانک پول در بیاری.(نیست که حسابتان پر پول است)چه خوب!دیگر چه میخواهید؟نفت سر سفره تان ،بنزین هم سهمیه بندی کردند کم کم هوا پاک میشود عابر بانک هم برایتان زدند.انشااله در 4سال دوم ریاست جناب معجزه لایحه ی چگونگی مسواک زدن صحیح هم تصویب میشود!
آهاداشتم میگفتم عابر بانک.دعا میکنم به حق 5 تن آل عبا حتمآ گذرتان به این دستگاههای شدیدآ پیش رفته بخورد.
با اصرار دوست محترم برای پاره ای از خریدهاراهی بازار میشویم.وسط بازار خانم پولهایشان تمام میشود.چکارکنیم چکار نکنیم؟برویم عابربانک.حالا صف عابر بانک...از اینجا تا قبرستان بقیع!خدا خیرت ندهد دختر!یه خورده بیشتر پول می آوردی به کجای دنیا بر میخورد؟اینقدر غر زدیم جایتان خالی.دلمان از یه جای دیگه هم پر بود سر این بدبخت خالی کردیم.
45 دقیقه ی ناقابل در صف چه گذشت؟!یک خانمی با کف دست برایمان فال گرفت.فهمیدیم که کجا سبزی های خوب و تازه راارزانتر میفروشند.نرخ ها ی جدید مش و ها ی لایت.آخرین بیانیه ی سازمان ملل در مورد ایران با جزئیات(آقای محترم هم سن پدرمان بود.جایتان خالی نقدش هم کرد.نتیجه گیری اخلاقی اش هم این بود که بزودی آمریکا تحریم میکنه هممون از گشنگی و تشنگی میمیریم!)یک آقایی هم آن وسط هاکارت سوخت میفروخت.تازه 2 تا خواستگار هم برایمان پیدا شد.فکر کن!همه اش یه طرف آخری هم یه طرف!
دوتا دستگاه عابر بانک کنار هم در یک اتاقک نسبتآ تمیز با یک کولر دوتیکه و کف سرامیک!نه که فکر کنید ما ندید بدید هستیم ها.این چیزهااینجا کیمیاست!در بدو ورود رحمت فرستادیم برهمه ی خدمتگذاران انقلاب اسلامی.بماند که هنگام خروج چه فرستادیم!صف که چه بگویم همه رفته بودند زیر کولر ایستاده بودند.کولری که در گرمترین ساعت روز در کمترین درجه قرار داشت و هر ۵/۲دقیقه یکبار خاموش میشد.آقایی به طنز گفت:احتمالآ کولره سنسور داره میفهمه اینجاسرده خودش آف میکنه!خلاصه دیری نپایید که یکی از عابر بانکها پولش تمام شد.هیآتی از مشتری های بانک به داخل بانک مراجعه کرده و خواستار واریز کردن پول شدند.در همین اثنا مشتری های عابر بانک دوم خوشحال و سرخوش از اینکه عابر بانکشان هنوز پول تمام نکرده گرم صحبت های صدتا یه غازشان بودند.بترتیب کولر و چراغهای باجه خاموش شدند.احتمالآ در راستای فرهنگ صرفه جویی بوده است!اشکالی ندارد.3 دقیقه بعدعابربانک دوم هم قات میزند و پیغام های عجیب غریب میدهد.عابر بانک اول دوباره شروع به کار میکند.مشتری های عابر دوم برپدر و مادر مسببش فحش میدهند .یکیشان یک آقای باکلاسی است و مدام با موبایلش صحبت میکند به جای فحش دادن میگوید بهتر است منطقی با قضیه برخورد کنیم.من میروم با رییس بانک صحبت میکنم تا بیایند دستگاه را درست کنند!میرود و چند دقیقه بعد می آید درحالیکه یقه ی لباسش کج شده است ودارد به رییس بانک فحش میدهد!همگی میرویم در صف عابر بانک اول می ایستیم.مشتری های عابربانک اول لبخندهای فاتحانه ای بر لب دارند!یک آقایی که تیپ و قیافه اش شبیه مدیران عالیرتبه ی وزارت نفت است سعی میکند خارج از نوبت پول بگیرد که با اعتراض جمع روبرو میشود.اصرار دارد که من عجله دارم من گرفتارم.همه گوشهایشان را گرفته اند.آخر آنقدر اصرار میکند که حالمان بهم میخورد نهایتآ یک خانمی نوبتش را به او میدهد.حالا در نظر بگیرید این شازده برای چقدر پول اینقدر اصرار میکرد و 2 ساعت انتظار کشید؟5 هزار تومان ناقابل!وقتی فهمیدیم کلی ناراحت شدیم.همه متفقا اعلام کردند حاضر بودند 5 هزار تومان دستی به اوبدهند ولی او اینقدر روی اعصابشان اسکی نکند.نوبت ما شد.کارت را وارد کردیم.چه پاسخی شنیدیم؟امکان تکمیل گردشی موجود نمی باشد!دوباره و سه باره..باز همان.45 دقیقه هیچ به هیچ!فکر کن!
پ.ن1:منطقی باشید.خوب امکان تکمیل گردشی موجود نمی باشد دیگر!
پ.ن2:حمام بروید تا اگر  در چنین مکانهایی گیر افتادید دیگران از بویتان دیابت نوع 2 نگیرند!
پ.ن3:با دوستانتان بازار نروید!
پ.ن4:امکان تکمیل گردشی موجود نمی باشد یعنی چه؟