جایی خوانده بودم که حکومت ها در بدو تاسیس نظام آموزشی و کتاب های درسی را مطابق ارزش های خودشان تغییر می دهند و در ادامه برای استمرار قدرتشان از طریق سرگرمی های عمومی(مثل تلویزیون)،این جا انداختن ارزش ها را در خانه‌ها دنبال می کنند.در این میان آنچه منافی ارزش هایشان باشد را بسته به اینکه استدلالی برایش داشته باشند یا نه،یا می کوبند یا پرده‌ای رویش می اندازند و نیست‌ می انگارندش.خصوصن در رسانه‌های مردم عادی مثل رادیو و تلویزیون.مثلن اگر در کشوری حکومت دست پادشاهی است ستمگر،قاعده بر این است که برنامه های تلویزیون غیرمستقیم در راستای تقدیش پادشاه باشد،اخبار ِخوب پخش شود یا فیلم و سرودی که روحیه‌ی ظلم ستیزی و مبارزه را در مردم تقویت کند پخش نشود.در ایران اگرچه این قواعد نصفه و نیمه اجرا می شوداما این ضعف تلویزیون چندان هم خطرناک بنظرنمی رسد.

سریال محبوب این روزهای عامه مردم ایران،جومونگ است.داستان مبارزه ی علیه امپراطوری که سال ها قبل به سرزمینی به نام چوسان حمله می کند و انجا را تصرف می کند و ساکنان آنجا را یا می کشد یا به بردگی میگیرد.مبارزه ای که نسل به نسل ادامه می یابد تا رهایی از بردگی و تاسیس دوباره ی سرزمینشان.که حالا رهبر این مبارزه شخصی است به نام جومونگ.جنگ و تلاشی طولانی که نسل به نسل ادامه می یابد تا آزادی.فکر میکنم به مردمی که این سریال را می بینند.گویی فقط چشم هایشان کار می کند.یک ساعتی جنگ می بینند،یک ساعتی مشغول‌اند.همین.

خیلی وقت است که این مردم فقط می بینند.روزنامه ها را فقط میخوانند.اخبار را فقط می بینند.انگار که این عصب بینایی یکجایی نرسیده به مغز،کور شده است و پیام ها رله نمی شود برای مغز.و چه بد زندانی است این بی فکری که شبیه اعتیاد است.زندانی و زندانبان خودشان اند.