بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم و فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم و...حالا بگو چرا؟ ..... امتحانامون تموم شده!!!!! در پوست خودمون که هیچ در پوست اهالی خانواده و همساده ها و ...نمی گنجیم! آقا پوست بفرستید برامان.اینجا با کمبود پوست روبرو ایم. . . . . .

بعضی نمراتمان را دادند.میتونید به ما افتخار کنید! آن از رتبه ی کنکورمان که شبیه طالع نحس بود(شبیه!)این هم از نمراتمان:۹/۹ !(آنها که ما را میشناسند نروند بذارند کف دست ننه بابایمان هاااا خودمان یکجوری صاف و صوفشان مینماییم!) من خیلی بچه ی خاصی ام!

به این نتیجه رسیدیم که هیچ وقت راجع به دیگران از پیش قضاوت نکنیم.مثلآ همین استاد ریشه!آنقدر آدم خوبی از آب درآمد که نگو.(خوب استادی که ۱۱ را ۱۷ میکند حتمآ آدم خوبی است دیگر.نه؟)

در طول امتحانات ساعت های خوابمان به یک هشتم تقلیل یافته بود.میریم این عادت بد کم خوابی را از سرمان بدر کنیم! فعلآ...