_ زردی آرزو کنان گفت:

     « این نمیتواند حقیقت داشته باشد! چطور میتوانم باور کنم که درون تو یا من یک پروانه است درحالیکه همه ی آنچه که من میبینم یک کرم کرک دار است؟»

_ کرم زرد با تردید گفت:

 « و اگر من تصمیم بگیرم که پروانه بشوم؛چکار باید بکنم؟»

«به من نگاه کن من دارم یک پیله میسازم.میدانم که بنظر میاید که دارم در پیله مخفی میشوم؛اما پیله راه فراری ندارد.پیله یک منزل بین راه است که در آنجا تغییر صورت میگیرد.پیله یک مرحله ی بزرگ است زیرا تو دیگر هیچ وقت نمیتوانی به زندگی کرم درختی بازگردی.»

_ « و یک چیز دیگر هم هست! وقتی یک پروانه هستی؛میتوانی واقعآ عشق بورزی؛عشقی که زندگی جدیدی را بوجود می آورد.این بهتر از همه ی آن چیزهایی است که آن کرم های درختی در آغوش هم فرورفته؛میتوانند انجام دهند.»

پ.ن1:مطلب بالا از کتاب در تکاپوی معنا نوشته ی ترینا پالاس میباشد.ظاهر کتاب مثل کتابهای ببین و رنگ کن است و در هر صفحه اش کلی نقاشی و فقط چند خطی نوشته است ولی کتاب جالب است!

پ.ن2:اصلآ نمیگویم بروید این کتاب رابخوانید چون ممکن است درکار خواندن کاندید(یادتان میآید که گفتید میخوانیمش؟)خللی ایجاد کند!

پ.ن3:تصمیم دارم هر چند وقت یکبار کتابی را اینجا معرفی کنم و آنچه استنباط شخصی ام از کتاب بوده را بنویسم.چند مزیت دارد:کمترین خوبیش اینست که آمارکتابخوانی ملی مان از 2 دقیقه در هفته به 2 دقیقه و نیم میرسد(بشنو و باور نکن) دوم آنکه هرکس کتاب را خوانده می آید و نظر میدهد و برداشت خودش از کتاب را بیان میکند.شاید بحث کنیم و در این بحثها چیزی یاد بگیریم.سوم آنکه شاید با کتابهای خوبی آشنا شویم.چهارم انکه شاید در این نقدها و بحث ها با محتوای اصلی کتابی که خیلی وقت قبل خوانده ایم آشنا شویم.پنجم آنکه برای رفع کچلی خوب است.ششم آنکه برای کاهش وزن خوب است.هفتم آنکه برای قبولی در کنکور خوب است.هشتم آنکه برای رفع قضا بلاخوب است......ای بابا دنبال چی میگردی تو؟ آقا خوب است باور کن!