خوشی های ساده و موقتی آدم را داد وهواری می کنند ولی خوشی های عمیق برعکس.می نشانندت کنجی و مثل مخدر توی خونت می گردند و آهسته آهسته ته نشین می شوند روی قلبت. آنوقت کرخ می شوی و وا میدهی.توی عالم آدم های عمودی،دراز می کشی.خودشان و ماشین هایشان از رویت رد میشوند و حس نمی کنی شان.شاید کسی بالای سرت داد بزند که بلند شوی بایستی مثل آنها و تو فقط لبخند بزنی.شاید بخوابی و بیدار نشوی به این زودی.یا اصلن بترسی بیدار شوی.بترسی که وقت بیدار شدن پریده باشد از سرت این مستی.توی همان حال خوبت دل بسوزانی برای بقیه.بقیه ای که مثل روبات خوشحال می شوند،می خوابند و سروقت بیدار می شوند.همیشه هم عمودی اند.به خیالشان زندگی می کنند.