بی تو شبها

                  _مهتاب باشد یا نه_

من نیـــــست‌ می‌شوم

همه‌تن دست می‌شوم

دست؛

به دامن باد می‌شوم

باد می‌شوم٬

        کولی بیابان ‌می‌شوم

دستم به دست باد،

مست می‌شوم

آواره‌ی کوه‌ و دشت می‌شوم

باز صبحدمان که بازآیم،

تک وتنها٬

هســــت می‌شوم

یکروز می‌شکنم جام و 

دل اگر طاقت هوشیاری نداشت٬

نیستِ مکرر می‌شوم . . .