من؛ حرف نمی‌زنم و شنیده می‌شوم، نفس نمی‌کشم و زنده‌ام،نمی بینم و نمی ترسم،نمی شنوم و جواب می‌د‌‌هم،نمی خوابم و رویا می‌بینم،نمی روم و می‌رسم،آمده ام و هنوز آنجایم.تنهایم و با توام ...

من؛فقط احساس میکنم. دیدنی‌ها را احساس می کنم.شنیدنی‌ها را هم.هم خوردنی ها و بوییدنی ها هم.زنده بودنم هم احساسی‌ست. نفس هم.؟.شاید می‌کشم،شاید.

احساس می کنم هستی،منم هستم.پیش همیم.اگرچه نه من هستم،نه تو، نه پیش همیم.