...اما به هر شکل چه جسارت و بی باکی هیتلر یا دستگاه استالین،چه به دردناکی سرهنگان برمه و موگابه در زیمباوه،یک حقیقت از درون این حرکات بیرون می زند.اینکه که سوزاندهکتاب می ترسد.از اندیشه ی دیگران می ترسد.خود می داند چیزی برای گفتن ندارد،ترسش او را به کتاب سوزان می کشاند.راست گفت بکت روزی مردم کتاب های سوخته را باز خواهند خواند و بوی نفرت برانگیز کتاب سوزان را از جان بیرون خواهند کرد.تا انسان نشان دهد که اگر سیر تکامل بازداشتنی بود،کلیسا به آن جبروت،نازیسم به آن شور،استالینزم بدان مایه افتخار که داشت،موفق می شدند که نشدند.

از اینجا

 

پ.ن:گوگل ریدر اگرچه کلی استرس به جان آدم می اندازد_بخاطر فیدهای نخوانده_اما خوبی هایی هم دارد.یکیش همین خواندن فیلتر شده هاست؛اگر فیلتر شکن ندارید.