بعد از اعتراضات دامنه دار اینجانب درخصوص وضع ظاهری اتومبیل،جلسه ای باحضور تنی چند از  اولیای دم ٍ اتول برگزار شد کی طی آن پیشنهاداتی صورت گرفت که در ذیل می آید:

ابوی ٍ محترم:ببین باباجان من که نمیدونم ظاهر این ماشین چشه اما حالاکه اصرار میکنی باشه. میتونم ببرم 2 تاکوسن بخرم بذاری شیشه ی عقب.خیلی شیک میشه.هوووم؟

اخوی محترم:نه بابا کوسن چیه.جوات بازیه.بده من قالپاقاشو واست دربیارم.اسپرت میشه!

ابوی جان:نه بابا.نکن اینکارو.قشنگیش به قالپاقاشه.آها!یه کار دیگه هم میتونی بکنی.میتونی بدی مامانت واسه همه ی شیشه هاش پرده بدوزه!

 من:(درحالیکه چشمهایم دارد از حدقه و شدقه و پدقه و چمیدونم کلآ ازکاسه ی سرم میزند بیرون و دود غلیظی _که بخار مغزم است_ از سمت فوقانی کله ام خارج می شود و با این وجود سعی می کنم کنترل کنم خودم را)آخه مامان که خیاطی بلد نیست.

ابوی:هااا.راست میگی(و به فکر فرو می رود)

اخوی:ببین.یه کار دیگه هم میتونی بکنی.بذار ماشین کثیف شه.یه دو ماه نشورش.به جان خودت اینقد با کلاســـــــــه! 

من(قبل ازآنکه ایده ی خوف دیگری به مخیله ی ابوی و اخوی محترم خطور کند،درحالیکه دست و پایم را جمع می کنم ودنبال نزدیک ترین دررو میگردم):میدانید چیست.الآن که خوب فکر میکنم میبینم خرج اضافی چرا؟! ماشینمان همینجوری هم باکلاس است.چه کاری است.فراموش کنید عزیزان!(به زبان خودمان:غلط کردیم!شکر خوردیم! به گور پدر جد همسایه بغلی خندیدیم! ...)

 

پ.ن1:جدآ خوشحالم که پدر و برادر محترم اینقدر به ارزش های قومیتی شان پایبندند!

پ.ن2:سفارش دیزاین خودروشخصی(باحضور اساتید فن) پذیرفته میشود!