بچه بودیم می بردنمان عیددیدنی.یک سری کلاس توی خانه برایمان میگذاشتند که ببین بچه جان!رفتیم اونجا از جات تکون نمیخوری.دست به شکلات و شیرینی ها نمیزنی.خلاصه کنم نفست بالا اومد،نیومد!والسلام!

خلاصه می رفتیم  گهگاهی که فراموش میکردیم توصیه های ایمنی را یک چشم غره ی مادر از فاصله ی 35 کیلومتری کافی بود تا تمام صحبتهای مادر را از بدو تولد یادمان بیاید!

 

حالا بچه های نسل جدید! تا فیها خالدونمان را میگردند بدنبال شکلات! پس از آن به تمام شیوه های مدرن و سنتی (از بوس دادن گرفته تا زجه و زاری و شکایت به ننه باباشان!) چنگ میزنند از برای گرفتن عیدی!

پ.ن:ممنون از نبریکات عید به ایّ نحوٍ! سال نو شما هم به همچنین!