در عین اینکه میدونم هیچگاه نباید چشم بر حقایق موجود بست٬اماباور دارم هیچ عقیده ای هرچند هم که درست بنظر برسد٬هیچ گاه برای همیشه درست نیست!

همین چندسال پیش بود که سری اول برنامه ی هزار راه نرفته پخش میشد.چند قسمت از برنامه صحبت با دخترهایی بود که بعد از چندسال رابطه ی دوستی با پسرها٬با فرا رسیدن سن ازدواج برای دوستشان٬شاهد قطع رابطه از سوی بی افشان (که قصد ازدواج بادختر دیگری که آفتاب مهتاب رخش را ندیده بودند٬ داشته) بوده اند.اون زمان اینجوری بود.توجیه آقایون برای عدم ازدواج با دوست دخترشان این بود که:«اگر بامن دوست بوده از کجا که با کَس دیگه ای دوست نبوده یا در آینده نشود؟» درحالیکه خودشان را محق داشتن رابطه های متعدد میدیدند فقط به امتیاز مذکر بودن! و چه بسیار رابطه هایی که علیرغم علاقه ها و وابستگی های آنچنانی٬بخاطر این استدلال احمقانه٬به سرانجام نرسیدند.بماند که چه بر سر آن آدم ها آمد و چند درصدشان در زندگی های بعدشان موفق بودند و نبودند. . .
اما حالا٬فقط با گذشت چندسال اون قضیه تاحدود زیادی حل شده!

اصلآ بحث من سر این موضوعات ریز و جزئی نیست.یا در این مورد خاص نظرم این نیست که همه ی دختر پسرهایی که با هم دوست اند باید حتمآ با هم ازدواج کنن.


مقصودم این بود که این رود جریان دارد و این سیلآب ما را با خود خواهد برد.چه بخواهیم چه نخواهیم!چه عاقل اند آنهایی که در احوال گذشتگان مینگرند و جهت آب را پیش بینی می کنند و بابت باورهای پوسیده ای که چیزی از عمرشان نمانده٬عمر نمی بازند؛ای بسا که چند سال دیگر کسی در جایی دیگر سکسی که الآن برای ما تابوست را در ردیف مسائل حل شده بیانگارد و به چیز دیگری بپردازد. . . 
دوست نداشتم بحث رو به این زودی جمع کنم.اگرچه بحث من با leo نهایتآ منجر به پذیرش نظرمن از سوی leo شد! :d
 


پ.ن۱:اگر از آن مردهایی هستید که میگویند:فعلآ که همه جا حق را به ما میدهند و حق انتخاب باماست! بدانید و آگاه باشید که سخت در اشتباهید.همیشه در رویی وجود دارد که ممکن است شما در خواب هم نبینید!
پ.ن۲:شمینللی جان! با نظرت تاحدود زیادی موافقم.اصولآ این بحث را طرح کردم تا به یه جایی نزدیک نظرات تو برسم.اما آنجا که گفته بودی صرف داشتن یک تجربه ی دلیل برمطرح کردنش نمیشود.میدانی؟بستگی دارد چقدر از وضع موجود راضی باشی.من معتقدم برای تغییر وضع موجود به وضع  دلخواه باید تلاش کرد و این کمترین تلاشی است که میتوان کرد:سهیم کردن دیگران در نظرخود! شاید این میان نظرتو تلنگری در ذهن دیگری ایجاد کند برای دگراندیشی.همین!